در نوشتار پیشین از مجموعه مقالات رسانه، به معرفی اجمالی این ابزار و تاثیر آن، بر قدرت نرم که در اصل جنگ نرم می‌باشد، اشاره کردیم. از این پس بر آنیم که چگونگی استفاده از این ابزار را در راستای جنگ نرم، مورد ارزیابی قرار دهیم. در این شماره، به تاثیر رسانه بر فرهنگ و به تبع، تمامی ابعاد زندگی مردم کشورهایی که مورد هجمه رسانه ‎ای قرار گرفته‎اند می‎پردازیم.

 رسانه و فرهنگ shia muslim

بسم الله الرحمن الرحیم

در ابتدا و برای روشن شدن بحث، به معرفی اجمالی انواع استعمار، می‎پردازیم. کلمه استعمار در ظاهر به معنی عمران و آبادی است و استعمار گران به این بهانه کشورها را به جولانگاه خود تبدیل می کردند. کلمه استعمار از لحاظ محتوا، هم معنی کلمه امپریالسم است کلمه امپریالیسم توسط مارکسیست ها به کار می رفت و به معنی توسعه امپراطوری می باشد که به صورت زیر قابل دسته‎بندی است :

1-    استعمار کهنه: این نوع از استعمار که استعمار کهنه نام دارد و با نفوذ مستقیم رجال و ارتش حکومتی در قلمرو و حکومت کشور دیگر تعریف می شود. اما پس از چند قرن این نوع از چپاول دیگر کاربرد خود را از دست داده بود، به همین دلیل شکل دیگری از استعمار شکل گرفت که استعمار نو نام دارد. 

2-    استعمار نو: در استعمار نو دیگر حکومت خارجی به طور مستقیم و علنی در امور کشور مستعمره دخالت نمی کند بلکه میدان عملیاتی اش محدود می شود به مرکز حکومت و به اصطلاح دربار کشور مستعمره. به این صورت که ابتدا افرادی تحت نفوذ را در دربار یا حکومت مستعمره در راس قرار  می دهد و آنها منافع کشور استعمارگر را دنبال می کنند. همانند بسیاری از کشور های منطقه به خصوص کشور هایی که بعد ار فروپاشی عثمانی درسال 1945 تشکیل شدند .

3-    استعمار فرانو: بیداری ملتها باعث شد حکومت های دست نشانده دیگر توان مقاوت در برابر خواست مردم خود مبنی بر آزادی را نداشته باشند و ملتها دیگر زیر بار تامین منافع کشورهای استعمارگر نروند؛ لذا شکل جدیدی از استعمار تشکیل شد که با دو شکل قبلی آن تفاوت آشکاری داشت. در استعمار فرانو دیگر نیازی به لشکر کشی و یا گذاشتن دست نشانده در حکومت نیست بلکه حوزه عملیاتی و جولانگاه استعمارگر، نه کشور و  حکومت، بلکه مغز و قلب انسان است. استعمار فرا نو استعماری فرهنگی است که رسانه اصلی‎ترین ابزار آن به شمار می‎رود.

در این نوع از استعمار، رسانه سعی در مطرح کردن هنر پیشگان، فوتبالیست ها، خواننده ها، شخصیت های علمی و دانشگاهی را دارد و اینان پس از کسب شهرت، نقش همان سربازان را بازی می کنند که سرزمین ها را فتح می کردند اما با این تفاوت که این بار تنها کافی است مغز ها و قلب ها فتح شوند. به وسیله خواننده و فوتبالسیت و هنرپیشه قلب یک ملت و به وسیله علم و دانش خود، مغز آن ملت را تسخیر می کنند. تفاوت اصلی این استعمار با اشکال قبلی آن در این است که در شکل قبلی استعمار همیشه مردمانی بودندکه علیه استعمار به پا خیزند، اما در این نبرد خود ملتها مورد حمله و نفوذ قرار می گیرند و دیگر مبارزی باقی نمی ماند.

بنابراین باید گفت رسانه از طریق استفاده از شیوه و ابزارهای مختلف و به کارگیری سربازان خود در زمنیه‎های مد نظر، سعی به استحاله فرهنگی در کشورهای مورد نظر خود اقدام می‎کند و به این ترتیب مردم یک کشور را به پیاده نظام خود بدل کرده و حتی این توانایی را کسب می‎کند که آنها را در مقابل حکومت خود، قرار دهد. 

بنابراین با وجود این که رسانه در بدو تاسیس با اهداف سیاسی، پا به عرصه فعالیت گذاشت اما در فراز و فرود وتغییرات خود، تاثیر فرهنگی را اصلی‎ترین هدف خود قرار داده است؛ زیرا تغییر در فرهنگ یک ملت به همراه خود، تغییر در خواستهای سیاسی آنان، تغییر در سبک زندگی، تغییر در شیوه مصرف و .... را به همراه خواهد داشت. 

نکته قابل تامل این است که دست اندرکاران امپراتوری رسانه‎ای با مطالعه دقیق و جامعه شناختی بر فرهنگ جوامع هدف، میزان استقبال از انواع رسانه را مورد ارزیابی قرار داده و  به سرمایه گذاری و کار بر روی آن رسانه متناسب با اهداف خود، می پردازند.

به عنوان نمونه اگر پس از بررسی جامعه شناختی یک کشور، به این نتیجه دست یابند که از میان رسانه های ارتباط جمعی، افراد تمایل بیشتری به تماشای فیلم و سریال از خود نشان می‎دهند، اقدام به ساخت فیلم و سریال متناسب با تفکر خود و برای کشور هدف کرده و از این طریق سعی در ارائه افکار خود و تاثیر بر فرهنگ و عقاید کشور هدف دارند.

نکته جالب در این است که اگر این افراد پس از بررسی فرهنگ یک کشور، متوجه علاقه‎مندی مردم آن به خواندن مجلات، روزنامه ها و هفته نامه های موضوعی شوند، به سرمایه گذاری در این بخش پرداخته و با انتشار روزنامه هایی که همسو با هدف آنهاست، سعی در تزریق همان افکار و فرهنگی  را دارند که در جامعه دیگر آن را از طریق فیلم و سریال ترویج داده‎بودند.

بنابراین امپراتوری رسانه‎ای حاکم، با مطالعه بر فرهنگ و آداب و رسوم جوامع هدف و سپس انتخاب ابزار مناسب برای تزریق افکار خود، سعی در یکسان سازی فرهنگی در جهان و به تعبیری هم سو کردن مردم جهان با آن چه مد نظر اوست دارد. 

لازم به ذکر است با توجه به این که خانواده هسته اصلی و اولیه یک هر جامعه را تشکیل می دهد، اولین و اصلی ترین هدف گذاری و به تبع آن تاثیرگذاری رسانه‎ای، مربوط به خانواده می شود و سایر موضوعات و مباحث، از این هسته اصلی آغاز می‎گردد.

در شماره‎های بعد به بررسی تاثیر رسانه بر خانواده و ابعاد مختلف آن خواهیم پرداخت.(ان شاءالله)

ادامه دارد.....

 

 
 کلید واژه های مطلب: رسانه   و   فرهنگ   shia   muslim