واکاوی شاخصه های «استکبارستیزی» در قیام عاشورا از منظر آیت ا..مکارم

بلاى بزرگ بشريّت در عصر ما استكبار است / هدف امام حسين عليه السلام چيزى جز ظلم ستيزى‏ و مبارزه با ظالمان نبود

makarem news

در وهلۀ نخست باید گفت عاشورا يك «حادثه» نبود بلكه يك «جريان تاريخى» بود، جريان مبارزه‏ حق و باطل، عدالت و ظلم، که اين مبارزه‏ در همه اعصار و قرون ادامه دارد ‏.[1] تصميم جدّى امام عليه السلام مطابق آنچه در تواريخ آمده ادامه راه و مبارزه‏ با حكومت يزيد بود. هر چند در اين راه شهيد شدند و شهادت ايشان اثر خود را گذاشت،[2] لیکن اهداف سيّد مظلومان و سالار شهيدان را كه همان دادن آگاهى به مردم و نشر احكام قرآن، كسب عزّت، شرف، آزادى، امر به معروف و مبارزه‏ با ظلم و فساد است به بهترین وجه در جامعه بسط و گسترش یافت.[3] حال با این تفاسیر ضرورت واکاوی و بازشناسی شاخصه های استکبار ستیزی در قیام عاشورا با بهره گیری از آراء و اندیشه های حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله) می­ تواند مهم ترین مولّفۀ نهضت امام حسین(علیه السلام) یعنی ظلم ستیزی در برابر حاکمان جائر را بیش از پیش آشکار سازد.

استکبارستیزی علیه معاویه؛ مهمترین آرزو در مکتب امام حسین(علیه السلام)

در تبیین ضرورت استکبار ستیزی علیه حاکمان جور به ویژه معاویه می­توان به نامۀ شديد اللحن امام حسين عليه السلام به دستگاه فرعونى معاويه ‏ اشاره نمود که فرمودند؛ ما أَرَدْتُ حَرْباً وَ لا خِلافاً، وَ إِنّي لَاخْشَى اللَّهَ فِي تَرْكِ ذلِكَ مِنْكَ وَ مِنْ حِزْبِكَ الْقاسِطيِنَ الُمحِلِّينَ، حِزْبِ الظَّالِمِ، وَ أَعْوانِ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ....وَ إِنّي وَاللَّهِ ما أَعْرِفُ افْضَلَ مِنْ جِهادِكَ، فَإِنْ أَفْعَلْ فَإِنَّهُ قُرْبَةٌ إِلى رَبِّي، وَ إِنْ لَمْ أَفْعَلْهُ فَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِدينى‏، وَ أَسْأَلُهُ التَّوْفيقَ لِما يُحِبُّ وَ يَرْضى.[4] من در حال حاضر، قصد جنگ و درگيرى با تو را ندارم (به خاطر پيمان صلحى كه ميان تو و برادرم امام حسن عليه السلام امضا شده است) و براى ترك مبارزه با تو و با حزب ستمکارت كه حرام خدا را حلال شمرده ‏اند، همان گروه ستم پيشه و ياران شيطانِ رانده شده- از خداى خود بيمناكم!...به خدا سوگند! من كارى را برتر از جهاد با تو سراغ ندارم؛ پس اگر چنين كارى كنم، مايه تقرّب و نزديكى من به پروردگار خواهد بود و اگر دست به كارى نزنم، از خداوند (براى ترك جهاد) استغفار مى‏ كنم و از او- در آنچه را دوست دارد و بدان خشنود است- طلب توفيق مى‏ نمايم.[5]

اين نامه شجاعانه و متين و حساب شده امام عليه السلام آن هم در زمانى كه ظاهراً قدرتى در دست ندارد، در برابر سلطان ستمگر و جبّارى همچون معاويه كه همه چيز را در دست داشت، در نوع خود گوشه‏ هايى از تاريخ ننگين بنى اميّه را افشا مى‏ كند و به نقد آن مى‏ پردازد، امام عليه السلام در اين نامه به ريختن خون افراد پاك باز و با تقوا و با ايمانى كه از بهترين الگوهاى جهاد و ظلم ستيزى‏ بودند، اشاره می­ کند،امام عليه السلام در اين نامه مقولۀ استکبارستیزی و لزوم جهاد با دستگاه فرعونى معاويه را از آرزوهاى مهمّ خويش بر مى‏ شمرد، و از تهديدهاى او كمترين هراسى به خود راه نمى‏ دهد.[6]

امر به معروف و نهی از منکر؛ مولّفه ای بنیادین در استکبار ستیزی

امام حسين عليه السلام نه تنها با سخنانش به افشاى جنايات بنى‏ اميّه پرداخت كه با شمشير بر ضدّ آنان به مبارزه‏ برخاست و تا پاى جان ايستادگى كرد و اين حركت خويش را «امر به معروف و نهى از منكر و اصلاح امور جامعه» ناميد و در بيان و سخنان خويش، به طور مكرّر از اين فريضه بزرگ ياد كرد، و با صراحت، يكى از انگيزه هاى حركتش را احياى همين امر مهم شمرد.[7]

شايد بتوان صريح ‏ترين و رساترين تعبير امام عليه السلام در تبيين این مسأله، جمله ‏اى دانست كه در وصيّت نامه آن حضرت به برادرش محمّد حنفيّه آمده است. آن حضرت پس از آن‏كه انگيزه ‏هايى چون هوى و هوس و كسب مقام را از قيام خود دور دانست، چنين نوشت:«وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي، ارِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهى‏ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَ اسِيرَ بِسِيرَةِ جَدِّي وَ أَبِي عَلِىِّ بْنِ أَبِي طالِبٍ‏؛ من تنها به انگيزه اصلاح در امّت جدّم بپا خاستم، مى‏ خواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به روش جدّم و پدرم على بن ابى طالب عليه السلام رفتار نمايم!».[8]

امام عليه السلام در اين عبارات كوتاه و گويا در همان آغاز راه، هدف حركت الهى خويش را ظلم ستیزی و مبارزه با استکبار بيان مى ‏كند كه قصدش كشورگشايى و به چنگ آوردن مال و مقام دنيا نيست، بلكه هدفش فقط اصلاح جامعه اسلامى و احياى امر به معروف و نهى از منكر است.[9]

احیاء دین خدا؛ شاخصۀ حیاتی در ظلم ستیزی

باید اذعان نمود امام حسين عليه السلام با هدف احياى دين خدا قيام و حركت خويش را آغاز كرد؛ در مرحله نخست- اگر ممكن است- با تشكيل حكومت اسلامى و در غير اين صورت، با شهادت خود و يارانش به مقصود بزرگ خود برسد. به هر حال، مى‏ بايست دين از دست رفته و سنّت فراموش شده رسول‏ خدا صلى الله عليه و آله را زنده كرد و چه كسى سزاوارتر از فرزند رسول خداست كه پيش گام چنين حركتى شود.

امام حسين عليه السلام نخست با اين جمله:«وَ عَلَى الْإِسْلامِ السَّلامُ اذْ قَدْ بُلِيَتِ‏ الْأُمَّةُ بِراعٍ مِثْلَ يَزِيدَ؛ زمانى كه امّت اسلامى گرفتار زمامدارى مثل يزيد شود، بايد فاتحه اسلام را خواند».[10]تصريح كرد كه با وجود خليفه ‏اى همچون يزيد، فاتحه اسلام خوانده است و ديگر اميدى به بقاى دين خدا در حكومت يزيد نمى ‏رود.[11]

استکبار ستیزی؛ تبلور آزادگی

گفتنی است ظلم ستيزى‏ در واقع مكتبى است براى پرورش صفات برجسته انسانى‏ است،[12]از جملۀ این خصلت­ ها می­ توان به مقولۀ«آزادگی» به عنوان یکی از شاخصه های کلیدی در مبارزه با طاغوت اشاره نمود؛ در این باره امام حسین (علیه السلام) می­ فرماید؛«وَيْحَكُمْ يا شيعَةَ آلِ أَبي سُفْيانَ! إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دينٌ، وَ كُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ، فَكُونُوا أَحْراراً في دُنْياكُمْ هذِهِ، وَارْجِعُوا إِلى‏ أَحْسابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ عَرَبَاً كَما تَزْعُمُونَ‏؛ واى بر شما! اى پيروان آل ابى سفيان! اگر دين نداريد و از حسابرسى روز قيامت نمى‏ ترسيد لااقل در دنياى خود آزاده باشيد، و اگر خود را عرب مى‏ دانيد به خلق و خوى عربى خويش پايبند باشيد».

بى شك، خواست خدا بدون حكمت نيست، حكمت بالغه الهى ايجاب مى‏ كرد كه با شهادت امام و يارانش و اسارت همسر و خواهر و دخترانش از يك سو، پرده از چهره‏[13]ننگين حاكمان ظالم و بى ايمان بنى اميّه برداشته شود و جهان اسلام بر ضدّ آنها بشورند و از سوى ديگر، امام حسين عليه السلام و يارانش جايگاهى در تاريخ جهان پيدا كنند كه اسوه و قدوه ملّت­ هاى مظلوم گردند و درس آزادگى‏ را از مكتب آنها فراگيرند،[14] لذا آزادگى‏ و شجاعت و دفاع از دين و ارزش‏ هاى اسلامى با نام امام حسين عليه السلام عجين شده است.[15]

تحقق عدالت؛ شاخصه ای کلیدی در استکبار ستیزی

حضرت سیدالشهداء عليه السلام در نامه‏ اى به مردم كوفه، يكى از اهداف قیامش را جلوگيرى از ظلم و ستم ظالمان و اجراى عدالت بيان مى‏ كند و مى ‏فرمايد:؛ بى شك مى‏ دانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در زمان حياتش فرمود: هر كس حاكم ظالمى را مشاهده كند كه (در اثر ظلم و جور) محرّمات الهى را حلال شمرده، و عهد و پيمان ‏هاى الهى را شكسته، و با سنّت و سيره رسول خدا مخالفت كرده، و در ميان بندگان خدا با گناه و دشمنى عمل مى‏ كند، و در مقابل چنين حاكم ستمگرى هيچ‏گونه عكس ‏العمل گفتارى يا رفتارى از خود بروز ندهد،[16]خداوند چنين انسانى را در جايگاه همان ظالم ستمگر داخل مى ‏كند (و سرنوشت هر دو يكى است!)».[17]

امام حسين عليه السلام در اين نامه كه ظاهراً خطاب به مردم كوفه، امّا در حقيقت مخاطب آن همه انسان‏ هاى آزاده جهان است پيام رسول اللَّه صلى الله عليه و آله را در مبارزه با ظلم و ستم و بى‏ عدالتى بيان مى‏ كند، و ضمن اعلان هدف قيامش، همه را به همكارى در اين مبارزه دعوت مى ‏كند.[18]

آن حضرت در روز عاشورا ،خطاب به مردم کوفه سخن از عدالتی می­ گوید که حاکم باید در جامعه بگستراند: وَ يَداً عَلَيْهِمْ لِأَعْدائِكُمْ، بِغَيْرِ عَدْلٍ‏ أَفْشَوهُ فيكُمْ،[19] يك پارچه به يارى دشمنانتان برخاستيد. بى آن‏كه آنان در ميان شما به عدل رفتار كرده باشند.

استکبارستیزی؛ عامل کلیدی در نجات بشریت از طواغیت

يكى ديگر از شاخصه ­های استکباری ستیزی در مکتب امام حسین عليه السلام، كه در زيارت اربعين‏ نیز به آن اشاره شده، مبارزه با جهل و نجات مردم از ضلالت و گمراهى است.[20]چنان که  خطاب به آن حضرت از زبان معصومین نقل شده است:«وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ‏ فيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ، وَحَيْرَةِ الضَّلالَةِ؛ امام حسين عليه السلام خون قلبش را در راه تو داد (و نهايت ايثار و فداكارى را كرد) تا بندگانت را از جهل و نادانى و حيرت و سرگردانى نجات دهد».[21]

سخن آخر:

امروزه در جوامع انسانى مسئله استكبار، سخن اوّل را در مفاسد جهانى و نابسامانى‏ هاى اجتماعى بشر مى ‏زند و بلاى بزرگ بشريّت در عصر ما نيز همين استكبار است[22] لذا هدف امام حسين عليه السلام چيزى جز ظلم ستيزى‏ و مبارزه با ظالمان نبود.[23] لیکن باید اذعان نمود مسأله ظلم ستيزى‏ منحصر به جهان اسلام نيست، تعليماتى را كه امام حسين عليه السلام در كربلا به نسل بشر داد، مى ‏تواند راه گشاى تمام امّت ‏ها گردد.[24]

از این رو باید مدّعی گردید با يك بررسى دقيق پيرامون تاريخ حماسه ‏ساز عاشوراى حسينى به اين نتيجه مى ‏رسيم كه عاشورا و كربلا با گذشت زمان از صورت يك حادثه تاريخى بيرون آمده و تبديل به يك مكتب شده است، مكتبى انسان‏ ساز و افتخار آفرين![25] نه تنها براى مسلمين جهان بلكه از مرزهاى اسلام نيز فراتر رفته و طبق مدارك موجود، تحسين بسيارى از متفكّران جهان را برانگيخته و از آن به عنوان الگويى براى‏ نجات و رهايى ملّت‏ هاى مظلوم و ستم ديده ياد مى‏ كنند، و مكتبش را مكتب ظلم ستيزى‏ و زندگى با عزّت و شرف و آزادى مى ‏دانند.[26]

 

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛

معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

جهت مشاهده تصاویر مرتبط کلیک کنید

جهت مشاهده تصاویر مرتبط کلیک کنید 2

جهت مشاهده کلیپ های مرتبط کلیک کنید


[1] احكام عزادارى ؛ ص32.

[2] احكام عزادارى ؛ ص131.

[3] احكام عزادارى ؛ ص146.

[4] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه‏ ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص280.

[5] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه‏ ها، رويدادها، پيامدها، ص: 283.

[6] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها، ص: 284.

[7] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه‏ ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص241.

[8]  فتوح ابن اعثم، ج 5، ص 33 و بحارالانوار، ج 44، ص 329.

[9] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص243.

[10]  ملهوف( لهوف)، ص 99؛ بحارالانوار، ج 44، ص 326 و فتوح ابن اعثم، ج 5، ص 24.

[11] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه‏ ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص232.

[12] احكام عزادارى ؛ ص30.

[13] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه‏ ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص351.

[14] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها، ص: 352.

[15] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه‏ ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص56.

[16] اهداف قيام حسينى ؛ ص97.

[17]  بحارالانوار، ج 44، ص 382.

[18] اهداف قيام حسينى، ص: 98.

[19] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه‏ ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص421.

[20] اهداف قيام حسينى ؛ ص73.

[21] اهداف قيام حسينى ؛ ص73.

[22] اخلاق در قرآن ؛ ج‏2 ؛ ص21.

[23] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص81.

[24] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه‏ ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص89.

[25] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص691.

[26] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها، ص: 692.


تاریخ انتشار: « 1394/07/30 »

شکوه عزّت و معرفت حضرت ابوالفضل (علیه السلام) در کلام معظم له

makarem news

باید مواظب باشيم دين فروش نشويم، نه ارزان نه گران، در اين وادى ما بايد به كسى اقتداء كنيم كه فروشنده نباشد

بی شک حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام، پرچم دار قیام عاشورا و مظهر دلدادگی به معبود، و نمود عینی عزّت و معرفت در راه صیانت از اسلام نبوی(صل الله علیه و آله و سلم) و پشتیبانی و حمایت همه جانبه از ولایت امام حسین(علیه السلام) است. بدیهی است آن حضرت به عنوان بزرگ مردی حماسه ­آفرین که در قیامت، شهیدان بر مقام او رشک می­ برند خصایص بی نظیری را دارا است که در این نگاشته و با بهره­ گیری از اندیشه­ های ارزشمند و ژرف اندیشانۀ حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله)، تبیین و ترسیم مقولۀ عزّتمندی و معرفت  حضرت عباس(علیه السلام) در واقعۀ عاشورا به مخاطبان گرامی ارائه می گردد:

پشتیبانی از ولایت؛ شاکلۀ ذاتی تحقق عزّت و معرفت

بدیهی است ما بايد قدردان پدران و اجداد خويش باشيم كه ما را با نعمت ولايت‏ و خاندان اهل‏ بيت عليهم السلام آشنا كردند، تا افتخار پيروى و تبعيّت‏ از آن بزرگواران را داشته باشيم و در سايه هدايت­ هاى آنان قرار بگيريم‏،[1] در تشریح این نعمت بزرگ الهی باید به سیرۀ عملی حضرت ابوالفضل(علیه السلام) به عنوان الگوی بدیل در واقعۀ عاشورا اشاره نمود که در غروب تاسوعا آنگاه كه دشمن به يكباره از صحرا كنده شد و به سوى اردوگاه امام حركت كرد، امام براى مواجهه و گفتگو با آنان، برادرش قمر بنى‏ هاشم، عباس‏ عليه‏ السلام‏ را با بيست سوار فرستاد؛ لذا حضرت عباس(علیه السلام) با یارانش در برابرشان می ایستد.[2]آن حضرت‏ سوار بر اسب به سمت دشمن برگشت و هنگامى كه رو در روى سپاه قرار گرفت، به آنان خطاب كرد و فرمود: «اى مردم! ابا عبداللَّه عليه السلام يك امشب را از شما مهلت مى‏ خواهد».[3]

ردّ امان نامه؛ تجلّی عزت و معرفت حضرت عباس(علیه السلام)

بزرگ و پيشواى ستم‏ ناپذيران جهان كه درس غيرت و برگزيدن مرگ در سايه شمشيرها را بر ذلّت و خوارى به مردم جهان داد، حسين بن على- عليهما السلام- بود. بر او و يارانش امان عرضه كردند، ولى آنان تن به ذلّت ندادند».[4]،[5] نه تنها امام حسين عليه السلام بلكه تمام يارانى كه با او در عاشوراى 61 هجرى كشته‏ شدند، در اوجى از عزّت نفس و نستوهى شربت شهادت را نوشيدند[6]. ردّ امان‏نامه «شمر» توسّط حضرت ابوالفضل‏ العباس عليه السلام‏[7] نمونه‏ اى از اين حقيقت است.[8]

در تبیین شکوه عزتمندی و معرفت طلبی حضرت عباس(علیه السلام) نسبت به امام حسین(علیه السلام)، در غروب روز تاسوعا و در رد امان نامه باید گفت؛ وقتی كه شمر در روز نهم محرم براى قمر بنى ‏هاشم حضرت عباس‏ عليه‏ السلام‏ امان نامه آورد[9] عباس علیه السلام به شدت آن را رد كرد،[10] هم چنین هنگامی که آن حضرت با سخنان زهیر بن قین مبنی بر لزوم یاری حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) مواجه گردید، عباس(علیه السلام) اینگونه گفت: آیا تو مى‏ خواهى مرا بر يارى برادرم تشجيع كنى (من بيش از اين آماده فداكارى هستم)».[11]،[12]

لذا دشمن بدن‏هاى آنان را مثله و قطعه قطعه كرد، ولى نتوانست از عزّت و سربلندى و عظمت روحى آنان چيزى بكاهد.[13] آن شاعر عرب چه زيبا اين حقيقت را ترسيم كرده است:

قَدْ غَيَّرَ الطَّعْنُ مِنْهُمْ كُلَّ جارِحَةٍ

إِلَّا الْمَكارِمَ فِي أَمْنٍ مِنَ الْغِيَرِ

«ضربه‏ ها (ى نيزه و شمشير) تمام بدن آنان را دگرگون ساخت؛ ولى عظمت روحى و بزرگوارى آنان را هرگز دست خوش تغيير نكرد».[14]

وفاداری به حضرت سیدالشهداء؛شکوه معرفت حضرت عباس (علیه السلام) در شب عاشورا

بدون شك صحنه اعلان وفادارى اصحاب در شب عاشورا از زيباترين وباشكوه ‏ترين صحنه‏ هاى تاريخ بشرى است.[15] که ولایتمداری و وفاداری و معرفت حضرت عباس(علیه السلام) در شب عاشورا و پس از سخنان صريح و آزادمنشانه ابى عبداللَّه عليه‏ السلام‏ مبنی بر برداشتن بیعت از یاران و اصحابش بی نظیر است ، لذا ابتدا عبّاس‏ بن على به امام عليه السلام عرض كرد: براى چه دست از تو برداريم؟ براى اين‏كه پس از تو زنده بمانيم؟ خدا نكند هرگز چنين روزى را ببينيم!!.[16]

آنگاه برادران امام و فرزندان و برادرزادگان او و فرزندان عبداللَّه بن جعفر (فرزندان حضرت زينب) به پيروى از عبّاس يكى پس از ديگرى، سخنان مشابهى گفتند،[17] طبعاً امام عليه السلام از اين همه وفادارى و پايمردى و شهامت در انتخاب بهترين راه‏ و بهترين سرنوشت شاد شد.[18]

هم چنین در این زمینه می­توان به فرازی از سخنان حضرت زينب عليها السلام اشاره نمودكه فرمود: «شب عاشورا از خيمه خود بيرون آمدم ودر خيمه عبّاس‏ عليه‏ السلام‏ ، ناگاه همهمه و صداى غرّايى شنيدم، همانجا پشت خيمه ايستادم و به داخلش نظر انداختم ديدم عموزادگان و برادران و برادرزادگانم گِرد عبّاس‏- كه چون شيرى بر زانويش تكيه زده بود- حلقه زده‏ اند، و او خطبه‏ اى مشتمل بر حمد و ثناى الهى و سلام و درود بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ايراد كرد، كه مانند آن خطبه را جز از امام حسين عليه‏ السلام‏ نشنيده بودم، عبّاس‏ عليه‏ السلام‏ در پايان افزود: اى برادران! برادرزادگان! و عموزادگانم! هنگامى كه سپيده دم طلوع كرد چه مى ‏كنيد؟ عرض كردند: فرمان فرمان تو است، هر چه تو فرمايى همان كنيم.[19]

عبّاس(علیه السلام) در ادامه فرمود: اين اصحاب با امام پيوند خويشاوندى ندارند و بار سنگين را جز صاحبانش بر نمى‏ دارند. هنگامى كه سپيده صبح آشكار شد اوّلين كسى كه به ميدان نبرد مى‏ شتابد، شماييد.[20] ما بايد پيش از آنان كشته شويم تا مردم نگويند. اصحاب خود را پيش انداختند و چون آنان كشته شدند، خود با شمشيرهايشان ساعت به ساعت مرگ را به تأخير انداختند. بنى هاشم از جاى برخاسته شمشير از غلاف بيرون كشيدند و در برابر برادرم عبّاس گرفته، گفتند: «ما همگى تحت فرمان تو هستيم».[21]

حماسۀ آب؛ شکوه عظمت و ایثار حضرت ابوالفضل(علیه السلام)

عبّاس‏ بن على عليه‏ السلام‏ پرچمدار لشكر برادرش امام حسين عليه السلام بود. هنگامى كه ديد تمام ياران و برادران و عموزادگان شربت شهادت نوشيدند، گريست و به شوق ديدار پروردگار جلو آمد و پرچم را بر گرفت و از برادرش امام حسين عليه السلام اجازه ميدان خواست.[22] امام عليه السلام (كه از فراق برادر سخت ناراحت بود) به سختى گريست به گونه‏ اى كه محاسن شريفش از اشك ديدگانش ‏تر شد، و فرمود:

«يا أَخي كُنْتَ الْعَلامَةَ مِنْ عَسْكَري وَ مُجْمِعَ عَدَدِنا، فَإِذا أَنْتَ غَدَوْتَ يَؤُلُ جَمْعُنا إِلَى الشِّتاتِ، وَ عِمارَتُنا تَنْبَعِثُ إِلَى الْخَرابِ‏؛ برادر جان! تو نشانه (شكوه و عظمت و) برپايى سپاه من و محور پيوستگى نفرات ما هستى. اگر تو بروى (و شهيد شوى)، جمعيّت ما پراكنده، و ويران مى‏ گردد».[23]

عبّاس عليه السلام عرض كرد: «فِداكَ رُوحُ أَخيكَ يا سَيِّدي! قَدْ ضاقَ صَدْري مِنْ حَياةِ الدُّنْيا، وَ أُريدُ أَخْذَ الثَّارِ مِنْ هؤُلاءِ الْمُنافِقِينَ‏؛ جان برادرت فدايت، اى سرورم! سينه‏ام از زندگانى دنيا به تنگ آمده است، مى‏ خواهم از اين منافقان انتقام (آن خون‏هاى پاك را) بگيرم!».[24]امام عليه السلام فرمود:«إِذا غَدَوْتَ إِلَى الْجِهادِ فَاطْلُبْ لِهؤُلاءِ الْأَطْفالِ قَليلًا مِنَ الْماءِ؛ اينك كه آهنگ ميدان دارى براى اين كودكان، آبى تهيّه كن».[25]

عبّاس عليه السلام رهسپار ميدان شد و آنان را موعظه كرد و از عذاب خدا ترساند، ولى اثرى نبخشيد.[26] به نزد برادرش بازگشت و ماجرا را گزارش داد، كه ناگهان صداى العطش كودكان به گوشش رسيد، بى درنگ بر اسب شد و نيزه و مشك را برداشت و به سوى فرات روانه شد. چهار هزار تن از مأموران فرات، آن حضرت را محاصره كردند و هدف نيزه‏ ها قرار دادند ولى آن حضرت دلاورانه لشكر دشمن را شكافت و هشتاد نفر از آنان را به خاك هلاكت افكند، و وارد فرات شد.[27]«فَلَمَّا أَرادَ أَنْ يَشْرَبَ غُرْفَةً مِنَ الْماءِ ذَكَرَ عَطَشَ الْحُسَيْنِ وَأَهْلِ بَيْتِهِ فَرَضَّ الْماءَ وَمَلَأَ الْقِرْبَةَهنگامى كه خواست مقدارى آب بياشامد تشنگى امام حسين عليه السلام و اهل‏بيتش را به خاطر آورد، آب را روى آب ريخت، مشكش را پر كرد؛ آنگاه مشك را بر دوش راست خود نهاد و به‏ سوى خيمه رهسپار شد وچنين گفت: «اى نفس (عباس)! زندگى پس از حسين عليه السلام خوارى و ذلت است، مبادا پس از او زنده بمانى. اين حسين است كه شربت مرگ مى‏ نوشد و تو مى‏ خواهى آب سرد و گوارا بنوشى؟! هيهات! چنين كردارى، از آيين من نيست و نه كردار شخص راست باور».[28]

حصول عزت؛ در پرتو پیوند دین گرایی و  شهادت طلبی

از جمله مولفه­ های عزتمندی حضرت ابوالفضل(علیه السلام)، می­توان به حمایت کامل از اسلام نبوی(صل الله علیه و آله و سلم) به بهای شهادت در مسیر قرب الهی اشاره نمود، لذا پس از شهادت عده‏ اى از بنى‏ هاشم، حضرت ابوالفضل عليه السلام برادران خويش- عبداللَّه، عثمان و جعفر- را احضار كرد و فرمود: برويد جان خود را فداى برادر و امام خويش نماييد تا شما را در پيشگاه خدا به حساب آورم و انتقام شما را از دشمنان بگيرم.[29]

هم چنین آن سردار شجاع کربلا هنگامى كه مرگ فرا رسيد گفت؛ مرا از آن باكى نيست، تا آن هنگام كه شمشيرها مرا درخاك افكنند. من جانم را سپر فرزند زاده پيامبر پاكيزه خوى قرار داده‏ ام، من همان عباسم كه سمت سقائى دارم، و از سختىِ نبرد، واهمه‏ اى ندارم».[30]،[31]

از این رو وقتی که دشمن دست های حضرت عباس(ع) را قطع نمود آن حضرت این رجز را خواند؛

وَاللَّهِ إنْ قَطَعْتُمُ يَميني‏

إِنِّي أُحامِي أَبَداً عَنْ دينِي‏

وَ عَنْ إِمامٍ صادِقِ الْيَقينِ‏

نَجْلِ الْنَّبِيِّ الطَّاهِرِ الْأَمينِ‏

«به خدا سوگند! اگر چه دست راستم را قطع نموديد، ولى من پيوسته از دينم حمايت مى‏ كنم و از امامى صادق الايمان كه فرزند پيامبر پاك و امين است، حمايت مى‏ كنم».[32]

بنابراین باید گفت در هر گام درسى است، درسى از فضيلت و ايثار، درسى از شجاعت و شهامت و از خودگذشتگى.

به راستی چه كسى در آن صحنه بى‏ نظير فداكارى حاضر بود كه رسيدن عبّاس را به منبع آب و ننوشيدن و تشنه شهيد شدن را گزارش دهد؟! امام حسين عليه السلام يا فرزندانش از دور تماشا مى‏ كردند؟! يا امام‏ان بعد به الهام الهى خبر دادند؟ يا فرشتگانى كه ناظر اين منظره ايثار بى نظير بودند پيام آوردند؟ و يا به صورتى ديگر؟!هر كه بود و هر چه بود، در پيشانى تاريخ ثبت شد و براى هميشه براى رهروان راه حق به يادگار ماند.[33]

سخن آخر:

باید مواظب باشيم دين فروش نشويم، نه ارزان نه گران، در اين وادى ما بايد به كسى اقتداء كنيم كه فروشنده نباشد، به حسين بن على (عليه السلام) اقتداء كنيم كه جان و ياران خود را مى‏ دهد،ولى دين نمى‏ دهد، حاضر به اسارت زن و بچه خود مى‏ شود ولى عقيده خود را از دست نمى‏ دهد،[34] به برادرش ابوالفضل‏ (عليه السلام) اقتداء كنيم كه وقتى شمر ذى الجوشن براى او امان‏ نامه مى‏ آورد تا دين خود را به دنيا بفروشد دست ردّ به سينه آنها مى‏ زند و از عقيده و آئين خود محافظت مى‏ كند.[35]

لذا تبلور شاخصه ­های کلیدی در پشتیبانی و حمایت کامل از دین، ولایت پذیری و وفاداری شدید نسبت به امام حسین(علیه السلام) در واقعۀ عاشورا باعث می­ گردد تا پس از شهادت حضرت عباس(علیه السلام)، امام حسين عليه السلام جملۀ مشهور «الْانَ إِنْكَسَرَ ظَهْري‏ وَقَلَّتْ حِيلَتي‏؛ اينك كمرم شكست و راه چاره بر من محدود شد».[36] را بیان فرمایند؛ هم چنین امام زين العابدين عليه السلام نیز در حال دفن عمويش پس از گريه­ای سوزناك با جملۀ «عَلَى الدُّنْيا بَعْدَكَ الْعَفا يا قَمَرَ بَني هاشِمٍ‏ وَعَلَيْكَ مِنّي السَّلامُ مِنْ شَهيدٍ مُحْتَسَبٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ‏؛ اى قمر بنى‏هاشم! بعد از تو خاك بر سر دنيا، بر تو درود مى‏ فرستم و رحمت و بركات خداوند را براى تو طلب مى‏ كنم».[37]،[38] ارزش ایثار و فداکاری حضرت عباس(علیه السلام) و اوج شکوه عزت و معرفت آن حضرت را برای همگان تبیین و تثبیت نمودند.

 

پژوهش؛ تهیه و تنظیم:

معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی)مدظله)

جهت مشاهده تصاویر مرتبط کلیک کنید

جهت مشاهده تصاویر مرتبط کلیک کنید 2

جهت مشاهده کلیپ های مرتبط کلیک کنید


[1] سوگندهاى پر بار قرآن ؛ ص371.

[2] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص454.

[3] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص390.

[4]  شرح نهج ‏البلاغه ابن ابى ‏الحديد، ج 3، ص 249.

[5] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص32.

[6] همان.

[7] ارشاد مفيد، ص 440.

[8] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص32.

[9] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص447.

[10] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه‏ ها، رويدادها، پيامدها، ص: 448.

[11] مقتل الحسين مقرّم، ص 209.

[12] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص448.

[13] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص33.

[14] همان.

[15] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها، ص: 449.

[16] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص396.

[17] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص396.

[18] همان.

[19] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها، ص: 404.

[20] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص404.

[21] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص404.

[22] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص493.

[23] همان.

[24] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص493.

[25] همان.

[26] همان.

[27] همان.

[28] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها، ص: 494.

[29] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص489.

[30] اعيان الشيعة، ج 1، ص 608 و رجوع كنيد به: مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 117 و بحارالانوار، ج 45، ص 40.

[31] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها، ص: 494.

[32] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص495.

[33] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص496.

[34] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين) ؛ ج‏2 ؛ ص395.

[35] همان.

[36] عاشورا ريشه‏ ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص495.

[37]  مقتل الحسين مقرّم، ص 320 و ارشاد مفيد، ص 471.

[38] عاشورا ريشه ‏ها، انگيزه ‏ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص552.


تاریخ انتشار: « 1394/08/01 »