رسانه و خانواده
در این شماره، ضمن بررسی چگونگی و میزان تاثیرگذاری رسانه بر خانواده و تغییر و تحولات درونی آن، بر این نکته تاکید میکنیم که اگرچه، امروزه امپراتوری رسانه ای غرب سعی در استحاله فرهنگی خانواده در جوامع هدف و تبدیل الگوی درونی آن به الگوی مورد نظر را دارد، اما در صورت به کارگیری درست از این ابزار یعنی رسانه توسط نیروها ارزشی، این امکان وجود دارد که معادله فوق، تغییر کرده و این بار فرهنگ و تمدن اسلامی در اصلیترین لایههای اجتماعی غرب، نفوذ کرده و تاثیرگذار باشد.

بسم الله الرحمن الرحیم
خانواده هسته اصلی و اولیه هر جامعه و به تبع آن یک فرهنگ و تمدن را تشکیل میدهد؛ از این رو هرگونه تغییر در بافت فرهنگی درون خانوده اعم از مثبت و منفی میتواند پس از مدت زمان اندکی در ارتقاء و یا نزول فرهنگ کلان جامعه، موثر باشد. خانواده يك نهاد اجتماعي اصلي و مهم است. اين نهاد كاركردهاي متعدد و مهمي دارد كه اگر آنها تضعيف شوند، بنيان خانواده از دست رفته و فرهنگ، عقايد، دين و ارزشهاي اخلاقي سست شده و سنتها و آداب از ميان ميروند.
جامعه شناسان، خانواده را به يك هسته سخت تشبيه ميكنند كه به سختي ميشكند؛ از این رو، در جوامعي كه ميان فرهنگ خانوده و فرهنگ حاكم بر جامعه تضاد وجود داشتهباشد، افراد سعي ميكنند فرهنگ مطلوب خود را در محيط خانوده حفظ کرده و آنرا از دستبرد فرهنگ حاكم بر جامعه محفوظ نگاه دارند.
در این میان گسترش تکنولوژی باعث گردیده است که رسانه به عامل به تعبیری نفوذی نهادهاي بيرون از خانواده در حریم خصوصی خانواده تبدیل شده است؛ از این رو میتوان گفت رسانهها و به ويژه تلويزيون نماينده بيرون خانواده در درون خانواده میباشند.
با توجه به مطالب فوق باید گفت اگر رسانه در خدمت خانواده بوده و متناسب با فرهنگ صحیح، فعالیت نماید، می تواند در بالا بردن فهم افراد خانواده از دين، معنويت و سبک صحیح زندگی مؤثر باشد؛ اما اگر فرهنگ حاكم بر رسانه با فرهنگ خانواده در تضاد باشد، خانواده با آسیبهای جبران ناپذیری مواجه خواهد شد.
مطالعه و تحقيقات صورت گرفته نشان از این مهم دارد که با گسترش فعالیتهای امپراتوری رسانهای حاکم در سطح جهان، رسانههاي غربي سعی در نفوذ در كانون خانواده مخصوصا در کشورهای در حال توسعه و بالاخص جوامع مذهبی داشته و حتی در مواردی توانستهاند از طريق ماهواره و اينترنت به حاکمیت مورد نظر خود در خانوادهها دست یابند.
آنها مخصوصا در مواجه با خانوادهای مسلمان سعی میکنند با ترويج ارزشهاي متضاد با فرهنگ اسلامي بنياد خانواده را در معرض خطر قرار دهند زیرا دریافتهاند که حفظ ارزشهاي ديني محتاج تحكيم اساس خانواده بوده و سست شدن خانواده اساس و پایه سست شدن فرهنگ دینی و اسلامی در سطوح کلان جامعه میباشد.
«هربرت شيلر» استاد دانشگاه كاليفرنيا مينويسد واژه «امپرياليسم فرهنگي» نشان دهنده نوعي نفوذ اجتماعي است كه از طريق آن، كشوري اساس تصورات، ارزش ها، معلومات و هنجارهاي رفتاري و همچنين روش زندگي خود را به كشورهاي ديگر تحميل ميكند. بنابراين رسانههاي مدرن بهترين وسيله در فرايند تضعيف كانون خانواده و به تبع آن ایجاد دگرگونی در یک فرهنگ میباشند
در توضیح باید گفت رسانههاي مدرن بر دو وجه ايجابي و سلبي عمل ميكنند. از حيث ايجابي، به توسعه و گسترش جهاني لايههاي بنيادين انديشه ها و ارزش هاي تمدن غرب (مثل عقلانيت و ارزش هاي سكولاريستي) اقدام کرده و از حيث سلبي، به تحقير و تخريب ارزش ها و انديشه هاي اسلامي و ديني ميپردازند(لازم به ذکر است این روش، یکی از اصلیترین راههای تاثیرگذاری رسانهای و انجام عملیات روانی میباشد و عکس آن، میتواند مورد استفاده فعالان رسانهای کشورهای اسلامی برای تاثیر بر جوامع غربی، قرار گیرد یعنی فعالان رسانهای کشورهای اسلامی باید ضمن بیپایه و اساس نشان دادن ارزشهای مادی غرب، به معرفی الگوی جایگزین یعنی اسلام اقدام نمایند )
ويژگي بعدي اين نوع رسانهها، پيدايش افرادي است كه بيشترين وقت مفيد زندگي خود را صرف استفاده از آن میکنند. شايد از همين روست كه، دغدغه اصلي «جان تيلورگاتو» (gohn Taylor Gatoo) دانش آموزاني است كه بيش از حد به رسانهاي همچون تلويزيون تماشا میپردازند. وي معتقد است كودكان و دانش آموزاني كه به اين رسانه معتاد ميشوند، غالباً مسئوليت پذير نيستند؛ دائم بايد به آنها تذكر داد و از آنها مراقبت نمود. اين كودكان نسبت به يكديگر، بدخواه و مغرض هستند، بيشتر اوقات در دلتنگي و بيحوصلي غرقند. آنها فاقد هرگونه هدف پايدار و ثابت هستند بگونهاي كه به نظر ميرسد اين كودكان با دنياي مجازي سر و كار دارند و با جهان واقعي سر و كار ندارند.
بسياري از صاحب نظران بر این اعتقادند که با توجه به استعداد شگرفي كه ماهوارههاي مورد نظر براي برقراري ارتباط مستقيم با آحاد جامعه خصوصا خانواده ها داشتهاند، اين رسانهها فقط سبب گسترش و تكامل وسايل ارتباطي موجود نيستند، بلكه نوعي جهش ارتباطي ارزيابي ميشوند كه منجر به تجديد ساختهاي اجتماعي جامعه هدف به شيوه غرب خواهند شد. به این معنا که به تدریج روابط درونی خانواده مانند روابط والدین و فرزندان و حتی همسران را نیز تحت تاثیر مستقیم قرار میدهند تا جایی که بر ادبیات متدوال و درونی خانواده نیز موثر واقع میشوند و همچنین میتوانند با تاثیرگذاری مستقیم بر مدیریت زمان مخاطبان خود، آنها را با خود همراه ساخته و حتی بر پنهان ترین لایههای شخصیتی آنها، تاثیر بگذارند.
به عنوان نمونه نتايج تحقيقات يونسكو نشان داده است كه بيشترين مخاطبان تلويزيون و برنامههاي پخش شده از آن در سراسر دنيا كودكان، نوجوانان و جوانان هستند كه به مقتضاي سن خود بالاترين ضريب تأثيرپذيري را نيز دارا مي باشند. اين تحقيقات حاكي است كه هر كودك در طول دوازده سال تحصيلي خود بيش از شش هزار ساعت وقت صرف تماشاي تلويزيون ميكند كه با در نظر گرفتن تعطيلات فصلي تقريباً معادل زماني است كه هر بچه در مدرسه به تحصيل اشتغال دارد.
زمانی که آمار فوق را در کنار نوع محتوای ارائه شده به مخاطبان اصلی یعنی کودکان، نوجوانان و جوانان، قرار میدهیم، عمق فاجعه بیشتر نمایان میگردد.
زیرا در چنين شرايطي رسانه هاي غربي قادر هستند بدون هيچ گونه فيلتر و كنترل، توليدات فرهنگي خود كه اغلب با تمسك و سوء استفاده از نيازهاي غريزي و عاطفي نسل جوان همراه میباشد بدون هیچ دغدغه ای دسترس خانوادهها قرار دهند و بدینوسیله، به استحاله فرهنگی خانواده که سر منشاء دگرگونی فرهنگی جامعه میباشد، مبادرت نمایند.
در پایان باید گفت اين تصور كه قدرتهاي بزرگ تنها در جهت اهداف انسان دوستانه و فرهنگي اقدام به سرمايه گذاريهاي عظيم در گسترش رسانههای مختلف و در دسترس قرار دادن نمودهاند، تنها ميتواند نشانگر عدم شناخت ماهيت قدرتهاي جهان باشد. در دنيايي كه حتي تبادل گندم و نان در آن با اهداف مختلف اقتصادی ، فرهنگی و حتی دیپلماتیک همراه است، چگونه میتوان انتظار داشت که تكنولوژيهای فوق مدرن رسانهای، بدون هیچ گونه غرض و هدفی، به ارائه اطلاعات بپردازد؟!؛ بدين ترتيب اين سؤال اساسي به ذهن متبادر ميشود كه امپراتوری رسانهای امروز در ارائه خدمات خود، چه منافعی را دنبال میکند ؟ منافع تجاري؟ فرهنگي؟ اقتصادي؟ سياسي و....
در پاسخ به این سوالات باید گفت تمامی موارد فوق و حتی اهدافی بالاتر، مسیر اصلی فعالیتهای رسانهای را تشکیل میدهد که در نوشتارهای آتی، به تفصیل به آنها اشاره خواهد شد.
ادامه دارد.....